الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
88
الغدير ( فارسي )
اين شعر را مىخواند مىگفت : خدا وليد را لعنت كند كه با گفتن اين شعر ميان فرزندان عبد مناف ( جد هاشميان و امويان ) جدائى افكند ( 1 ) دو بيت مذكور در بالا كه به عبد اللَّه نسبت داده شد ، مسعودى در مروج الذهب 1 / 43 آن را به فضل بن عباس بن ابى لهب نسبت داده و اينها را نيز همراه با آن آورده است : از مصريان بپرسيد كه سلاح خواهر زاده ى ما كجا شد زيرا شمشير و اموال يغما شده ى او را ايشان بردند در همه ى جاها على همراه محمد و پس از محمد نيز او جانشين وى بود على دوست خدا است كه دين او را آشكار ساخت و اين در هنگامى بود كه تو همراه بدبختان با او مىجنگيدى و تو مردى خودپسند از اهل صيفور هستى و خويشاونديى در ميان ما ندارى تا آن را مايه ى سرزنش گردانى و خدا آيه نازل كرده كه تو بزهكار هستى و سهمى در اسلام ندارى كه آن را بخواهى »
--> ( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 90